خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن طایرم که تیر جفا را نشانه امپیکان آبدار بود آب و دانه ام
۲
زلف تو را گرفته رگ خواب چون نسیمتابیده است پنجه از این دست شانه ام
۳
روزی که کرد غنچه ی تو ناز بلبلمگل گل شکفت خار و خس آشیانه ام
۴
نشو و نمای دل بود از عقده های زلفدارد بهار در گره دام دانه ام
صفحهٔ ۱ از ۳