شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدمزکوتاهی نمایان بود نورت چشم پوشیدم
۲
نصیبم لاغری چون بالش پر شد ز پهلویتاگر پهلو تهی کردم ز پهلوی تو بالیدم
۳
همان چون گردش پرگار در خود داشتم سیریاگر گرد تو چندی چون خط پرگار گردیدم
۴
اگر ترسیده چشمم در لباس از جوابم شدز بی اندامی ات چون جامه ی کوتاه پوشیدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth