شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۴۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هر دم شمع آه از شوخی مژگان شود روشنچراغ بزم ما از جنبش دامان شود روشن
۲
گل نظاره از خورشید حسنت رنگ می بازدتو چون بی پرده گردی دیده ی حیران شود روشن
۳
به آیینی که می تابد زپیکان برق خونریزیبه خون غلطیدن دلها از آن مژگان شود روشن
۴
نظربازی به روی برق چشم دانه ام داردچراغ دل مرا زان آتشین جولان شود روشن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth