شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر شبی خندان گل من بی نقاب آید بروندیده را از شبنم اشک آفتاب آید برون
۲
بس که مستم از می لعلش خطی گر می کشنداز رگ سنگ مزار من شراب آید برون
۳
بس که از شرم تو گلرویان این زیبند آباز شرار شمع تا مجمر گلاب آید برون
۴
کوثر لعل تو از دل موج زد شد سینه چاکرخنه افتد در زمین جایی که آب آید برون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth