خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خنجر کج مژگان او شهید شدنبود به قفل در مدعا کلید شدن
۲
از آن بود به تو روی امید واری دلکه کفر محض بود از تو ناامید شدن
۳
ز عین عشق نظر هر که یافت دیده وراستبه حرف و صوت نشاید ز اهل دید شدن
۴
چنان که جلوه ی آب از گهر شود افزوننهان به لطف تو گشتن بود پدید شدن
صفحهٔ ۱ از ۲