خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شد آن زنار کاکل سایه ی گستر بر زمینبی قیامت بسته شد آیین محشر بر زمین
۲
بس که خاک از پرتواش آیینه آیین گشته استشد زعکسش یوسفستانی مصور بر زمین
۳
در بهشت جلوه از جوش طراوت می زندسایه ی آن سرو بالا موج کوثر بر زمین
۴
هر سحر چون پرتو از رشک مه رخسار اومی زند آیینه را خورشید خاور بر زمین
صفحهٔ ۱ از ۲