خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رو نما سازد ز جان حسن دلارای سخنتا نباشد جان که می گردد مهیای سخن
۲
تار می بندد رگم بر ساز غوغای سخندر کفم چون خامه باشد نبض انشای سخن
۳
جلوه در آیینه اش دارد پریزاد خیالزانوی فکر است کوه قاف عنقای سخن
۴
اسم اعظم کز خواصش زد سلیمان نقش جاهگوهر یک دانه ای باشد ز دریای سخن
صفحهٔ ۱ از ۳