خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دولت وصلش چو روزی شد مرا شب در میانمی روم از چین زلفش تا خطا شب در میان
۲
خط کشی زلفش نماید طاق دل را درد میخط کند این خانه را چینی نما شب در میان
۳
می رسد عمرم به آخر تا شود پیمانه پرمی کند چون لاله خون در دل مرا شب در میان
۴
کند چون خطش نویسد نامه ی قتل مراخط به خونم می کشد زلف دو تا شب در میان
صفحهٔ ۱ از ۴