شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خاطرم به دام تو گر وا شود گرهدر زلف تاب دار تو پیدا شود گره
۲
در گلشنم جدا ز تو چون شاخ ارغوانمی در گلوی شیشه به صد جا شود گره
۳
از خوی آتشین تو در سینه دود آهچون داغ لاله در دل صحرا شود گره
۴
لبریز عقده شد ز شکر خنده ی دلمچون رشته گهر که سراپا شود گره
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth