خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک دم ز دیده دور به صد میل رفته ایمجمل رسیده ای و به تفصیل رفته ای
۲
چشم از محرمات نپوشیده ای چراچون از گداز عمر به تحلیل رفته ای
۳
خود را به آفتاب چه هم چشم کرده ایای شاخ گل به مجلس تحویل رفته ای
۴
فرصت نشد به اشک لب خشک تر کنیمچون آب عمر بس که به تعجیل رفته ای
صفحهٔ ۱ از ۲