خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سویدای دلم چون خال بر لعل تو چسبیدهکه دل را بر سر چاه زنخدان پای لغزیده
۲
طراوت از نم اشکم نهال قامتت دارددر این سرچشمه گویا سرو بالای تو بالیده
۳
الف بر سینه ی نظاره ی من می کند یادشز دست انداز مژگان تو چشمم بس که ترسیده
۴
دو بالا می شود قدر گهر چون وزنش افزایدفزاید قیمت یاقوت آن لب حرف سنجیده
صفحهٔ ۱ از ۳