شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۴۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر جگرم ز غمزه ای خورد خدنگ تازه ایشیشه ی دل شکسته شد باز به سنگ تازه ای
۲
باز به کعبه ی دلم نرگس سرمه سای اوریخت به هر نظاره ای رنگ فرنگ تازه ای
۳
چهره نو خطی زدود از دل ما غبار غمآینه جوهر صفا یافت ز رنگ تازه ای
۴
بس که به جور کرده خو این دل فتنه جو بودتشنه ی آب دشنه ای کشته ی جنگ تازه ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth