خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آبرویت نیست بی ریزش اگر دارا شویبی دهش در چشم ها خشکی اگر دریا شوی
۲
خاک بازی همچو طفلان از قصور همت استکمتر از خاکی اگر بازی خور دنیا شوی
۳
تا صفا از دل نداری چشم بی کیفیتیمشرب مینا شدن داری چرا خاری شوی
۴
زشت را نیکو تصور کردن از بی دیدگی استچشم می پوشی از این مردم اگر بینا شوی
صفحهٔ ۱ از ۲