خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیان روشنی دارم به معنی گوش اگر داریز عزت سر زند عزت ز خواری گل خواری
۲
نماند زنده آن شمعی که پرتو را نیندازددهد از دست خود را صاحب دولت ز خود خواری
۳
نماید قطره چون گرد آوری خود را گهر گرددپریشانی چو زلف موج ازآشفته اطواری
۴
دلت از کنج کاوی ها مشبک همچو مجمر شدشرار خرده بینی سوخت جانت را ز پرکاری
صفحهٔ ۱ از ۳