شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۴۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخن گر از تجلی طور شد موسی است خاموشیکلیم نکته سنجی را ید بیضا است خاموشی
۲
اگر تمکین دماغی تر کند صهباست خاموشیمرصع گر بود جام سخن مینا است خاموشی
۳
به آیینی که نقش سایه محو از نور می گرددسخن هر گاه خود را کم کند پیداست خاموشی
۴
بود در سایه اش گر کهکشان سر برفلک سایدسخن گر دم زطوفان می زند دریا است خاموشی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth