شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم مستت دور می‌گردد دل دیوانه راباز ساقی می‌کند لبریز این پیمانه را
۲
خوش‌پسند خوب‌رویان شد دل اما ای عجبپادشاهانِ خانه می‌سازند این ویرانه را
۳
می‌کشد هر سو کشان و می‌برد هر سو دوانبسته در زنجیر زلفش این دل دیوانه را
۴
تا به صبح روز محشر برندارد سر ز خوابهر که از من بشنود امروز این افسانه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth