شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زار گریم که مرا یار وفادار برفتچون نگریم ز وفا کز بر من یار برفت
۲
دل نمانده است مرا از غم هجرش آریبی‌دلم زآن که مرا دلبر و دلدار برفت
۳
کار من گریه و زاری بود آری ور نهچه کنم گر نکنم کار من از کار برفت
۴
آن که صد بار دلم هر نفسی زو خوش بودآه کز پیش من زار به یک بار برفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth