شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زآن ابروی سیاه و زآن قامت بلندتجان خستهگهٔ کمانت دل بستهٔ کمندت
۲
چشمم همیشه گرید از چشم دلفریبتکامم مدام تلخ است از لعل نوش‌خندت
۳
شد چشم تیره روشن از گرد راهت آریباشد ز سرمه بهتر گرد سم سمندت
۴
زیبارخان ستاده چون بنده پیش رویترعنا قدان فتاده زآن قامت بلندت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth