خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ملک حسن کنون چون تو پادشاهی نیستبه خیل پادشهان چون تو کجکلاهی نیست
۲
گریزگاه جهان کوی توست میدانمبه غیر سایهٔ تو هیچ جانپناهی نیست
۳
ز دست جور تو جانا کجا توانم رفتکجا روم که به غیر از تو دادخواهی نیست
۴
برای قتل من از من گواه میطلبیبه غیر زخم تو بر دل مرا گواهی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲