شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در پیش عارض تو مه از ذره کمتر ا‌ستخورشید را که گفت که با تو برابر است
۲
ترکی‌ست چشم مست کز ابرو گرفته تیغبر پادشاه ممکلت تن مظفر است
۳
ای سایهٔ جمال خداوند ذوالجلالسرو قدت به چرخِ برین سایه‌گستر است
۴
هر گه به سیر باغ خرامی به هر قدمزانوزنان به پیش تو سرو و صنوبر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth