خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بالین ار مسیحم صد هزار استمرا دردیست با درمان چه کار است
۲
نپرسد هر که بیند قاتلم راکه از زخم خدنگش آشکار است
۳
بیا ای سروقد لالهرخسارکه گلزار جهانم بیتو خار است
۴
به من چیزی که از عشق تو مانده استهمان داغی که در دل ماندگار است
صفحهٔ ۱ از ۳