شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی دارم که از تنگی به تنگ استبه خویش و خویشتن دائم به جنگ است
۲
همیشه از فغانش در فغانمچو ناقوس کلیسای فرنگ است
۳
ز مژگان تو ای ابروکمانمدلم را حسرت زخم خدنگ است
۴
چه حاجت بستن صیدی که او راز زلف گردنش صد پای لنگ است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth