شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازم ای یاران غمِ مژگانِ دلبر می‌کشدمی‌کشد اما به تیغم نی، به خنجر می‌کشد
۲
خنجری زد گفت دیگر هم زنم اما نزدزخمیی را ز انتظار زخم دیگر می‌کشد
۳
می‌کشد هر عاشقی را عضوی از جانان ولیای مسلمانان مرا آن چشم کافر می‌کشد
۴
هیچ یاری در جهان یاری به این زاری نکشتکز جفایم هر دم آن شوخ ستمگر می‌کشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth