خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کیست که عرض شوق من جانب یار من بردقصهٔ درد و داغ من سوی نگار من برد
۲
دلبر جورپیشه را جور و جفا بسی نمودآه که خواهد آن همه در سر کار من برد
۳
چون که به کوی او شدن نیست کنون میسرمکاش که خاک چون شوم باد غبار من برد
۴
هندوی فتنهزای تو گیسوی دلبرای تواین تن من به خون کشد آن دل زار من برد
صفحهٔ ۱ از ۲