شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن زمان که ز بزمش رقیب را راندمرا به رغم رقیبان به بزم خود خواند
۲
ز صحبت همه کس چون تهی کند پهلومرا ز لطف به پهلوی خویش بنشاند
۳
دهد ز کنج لبش بوسه‌ای و در عوضشچه نعمتی‌است که جان عزیز بستاند
۴
مده به دلبر نامهربان تو هرگز دلاگر دهی به بتی ده که قدر آن داند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth