خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دلی شاد نباشد که نگاری داردخرّم آن دل که چو من مثل تو یاری دارد
۲
چشم مستت که بود باز به هر سو نگرانشاهبازیست که آهنگ شکاری دارد
۳
ای قرار دل من خال دلم میدانیبیقراری که به زلف تو قراری دارد
۴
خط عیان شد ز رخت گشت جهان تیره و بازآفتابیست که از مشک غباری دارد
صفحهٔ ۱ از ۲