شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیدی که بر سر من آن بی‌وفا چه آورداز مهر خود چه‌ها گفت وز جور خود چه‌ها کرد
۲
غارتگر چمن برد از جور چرخ وارونآن گلبنی که بلبل از آب دیده پرورد
۳
مجبور می‌برندم پیش طبیب، یارانیا رب که کس نداند درمان این دل درد
۴
از شوق می‌سپارم جان در سم سمندتکز خاک من برآری تا حشر آن زمان گرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth