شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرمه بر آن چشم شهلا کرده‌اندفتنه‌ای خوابیده برپا کرده‌اند
۲
مهر تو در سینهٔ من بافتندگنج در ویرانه پیدا کرده‌اند
۳
نه تو را او خویش را اهل هوسعشق را بدنام و رسوا کرده‌اند
۴
جمله در وصلت مهیا می‌شودآن چه در عالم مهیا کرده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth