شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی شود کآن خاتم دولت تو را بر کف رسدمژده ملک سلیمان باز بر آصف رسد
۲
اختیاری من ندارم پادشاهی حکم کنآن چه از بهر دلم بر خاطر اشرف رسد
۳
خوش تماشا می‌کنم قتل رقیبان را ز توکی بود کز خنجرت بی‌مصرفی مصرف رسد
۴
آب شمشیرت گواراتر بود بر جان مندر بهشتم گر ز حوری جرعه‌ قرقف رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth