شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از زلف کمندی قد رعنای تو دارداین طرفه بلایی‌ست که بالای تو دارد
۲
چون خاک قدم سر به کف پای تو داردهر کس که به دل حسرت بالای تو دارد
۳
رفتی و به جا ماند غمت در دل غمناکباز آی که غم در دل من جای تو دارد
۴
ماییم و تماشای تو و لطف خداوندجایی‌ست که آن هم سر سودای تو دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth