شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کاشکی روز ازل کردی مرا قربان خودکآخر به جان آمد دلم از یار دل رنجان خود
۲
از من گذشتی ای پری بر خاک من گر بگذریعالم به افغان‌آوری زاین کشته مژگان خود
۳
خورشید در جولان‌گهت همچون سر من ای جوانچون گوی هر سو می‌بری از لطمه چوگان خود
۴
دل برده‌ای از دیگری دل داده‌ای بر دلبریای درد بی‌درمان من درمانده درمان خود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth