شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بکش تیغ و بکش زارم مکن پروا تو ای دلبرنخواهد خون‌بهایم از تو کس در عرصه محشر
۲
روی چون از بر من می‌رود جان من ای جانانچه سود از عمر بی‌پایان نباشی چون توام در بر
۳
چه باک از کشتنم باشد به دست شوخ بی‌باکیحیات است این که آمد از برای کشتنم بر سر
۴
تمام عمر خود را صرف کردم از پی وصلشخوش آن روزی که آن دلبر درآید ناگهم از در
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth