خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخش کین تاخته بر عاشق دلباخته یارشهسواریست که دل صید کند گاه شکار
۲
نیست در بادیه عشق مرا داورییبارم افتاده به گل دست من و دامن یار
۳
نکنم ناله ز دستت نکشم آه ز دلکه خورد هر نفسم تیر تو در سینه زار
۴
بار هجران نکشیدی و نمیدانی چیستبتر از مرگ بود بار جدایی صد بار
صفحهٔ ۱ از ۲