شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با همه خوف و رجا آمده‌ام سوی یاریا بنوازد سپهر یا بکشد روزگار
۲
چون که فراق تو بود وعدخ وصلت چه سودمحنت هجر ار نکشت می‌کشدم ز انتظار
۳
سیم‌تن و سنگ‌دل جز تو به عالم که دیداز تو مشخص بود قدرت پروردگار
۴
چشم تو زد راه شیخ بر در میخانه بردمفتی ما مست شد نیست کسی هوشیار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth