شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاقبت وصل تو را یافتم از زاری خویشیافت عزت دل من پیش تو از خواری خویش
۲
مرد آخر دل بیمار و به صد خواری مردبه طبیبی تو نازم به پرستاری خویش
۳
به کمند تو فکندم دل و آزاد شدمدیدم آزادی خود را ز گرفتاری خویش
۴
سر به راه تو فدا کرده‌ام و می‌آیمدر ره عشق تو شادم ز سبک‌باری خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth