خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پا به گل سرو شد ز رفتارشلال طوطی به پیش گفتارش
۲
کشته تیغ او شود زندهگر زند خنجری دگر بارش
۳
نقد جان را به بوسه سودا کنگرم امروز گشته بازارش
۴
به جفای تو کرده خود دل زارمکن از ترک جور آزارش
صفحهٔ ۱ از ۳