خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم افتاده در قیدی که لاقید است صیادشنه خواهد کشتن از جور و نه خواهد کرد آزادش
۲
نورزد با وفادارا به جز جور آن پریپیکرتو گویی جز وفاکاری نداده یاد استادش
۳
ندیدم در جهان از گلرخان غیر از ستم یا رببه خشت غم بنا کردند این ویرانه بنیادش
۴
ز بعد مردنم بر خاک من آرد گذر آن مهبه سیر گلستان گردد روان چون سرو آزادش
صفحهٔ ۱ از ۲