شعر را زندگی کن
خلوتی با فردوسی

بخش ۲ - نخچیر طوس و گیو در مرز توران، یافتن ماه‌روی و ستیز تا سپردن او به کاووس

داستان سیاوش

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین گفت موبد که یک‌روز طوسبدانگه که برخاست بانگ خروس
۲
خود و گیو گودرز و چندی سواربرفتند شاد از در شهریار
۳
به نخچیر گوران به دشت دغویابا باز و یوزانِ نخچیرجوی
+ ۱ بیت الحاقی

این بیت در چاپ ژول مُل آمده ولی در متن شاهنامهٔ این سایت (برگرفته از گنجور) نیست؛ ممکن است بعدها به شاهنامه افزوده شده باشد. دربارهٔ ملحقات

بگشتند گرد لب جویبارگرازان وتازان زبهر شکار
۴
فراوان گرفتند و انداختندعلوفه چهل روزه را ساختند
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth