شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پادشاها بر درت شوق گدایی کرده‌امبا سگان آستانت آشنایی کرده‌ام
۲
می‌کنی آزار و می‌گویی برو از کوی منمن ز قیدت کی تمنای رهایی کرده‌ام
۳
باز می‌خواهی که در هجران خود سوزی مرامی‌کشم خود را یقین فکر جدایی کرده‌ام
۴
دوش در پایت به مستی سر نسودم تا کنوندست بر سر می‌زنم بی‌دست و پایی کرده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth