شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در بزم تو پروانه‌صفت سوخته بودمزآن شعله آهی که برافروخته بودم
۲
عالم همه خود سوخت ز آهم عجب این استکز خود خبرم نیست که کی سوخته بودم
۳
بشکافت به شمشیر جفا شوخ دگربینآن زخم که از تیر تو من دوخته بودم
۴
در مکتب عشق تو نشستیم که جهل استهر علم که در مدرسه آموخته بودم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth