شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باده کامروز دست صنمی می‌نوشمتوبه کردم که دگر زهد به کس نفروشم
۲
ساقیا موسم گل شد قدح باده بیارتا به یک جرعه می هر دو جهان بفروشم
۳
پیر می‌خانه مرا دوش طلب کرد و نمودحلقه بندگی دختر رز در گوشم
۴
بلبل حسن تو بودم بنگر حال مراکز جفاهای تو در کنج قفس خاموشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth