خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر یاد آن سرو روان چون رو سوی گلشن کنمدر پای سرو بوستان بنشینم و شیون کنم
۲
ای باغبان بگشان در اکنون که گلها شد به درمن اشک گلناری مگر امروز در دامن کنم
۳
از بس که خوردم بار غم در وادی هجر ای صنمبا این همه خار ستم کی عزم گلچیدن کنم
۴
ای بت پرست مه جبین برگشتم از آیین و دینکز آن دو زلف چین به چین زنار در گردن کنم
صفحهٔ ۱ از ۲