خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاش من در راه تو چون خار دامن میشدمبا تو ای سرو روان گلشن به گلشن میشدم
۲
عشری از عمری که من در پای تو کردم تلفآه اگر زنار میبستم برهمن میشدم
۳
جان شیرین شد تلف در کوی تو ای کاش مناز پی شیرین پرستی سوی از من میشدم
۴
کی طمع در خرمنت کردم رضا بودم به اینچون گدایان خوشهچین بر گرد خرمن میشدم
صفحهٔ ۱ از ۲