خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگیر آینه و خویشتن تماشا کننقاب برفکن و آفتاب رسوا کن
۲
سراغ چشمه حیوان ز خصر کردم گفتحیات میطبی از لبش تمنا کن
۳
به مصر حسن عزیزی عزیز من امروزز رشک خون به دل یوسف زلیخا کن
۴
اگر نه شحنه چشم تو برده ای شه حسندلم به شهر شما گمشده است پیدا کن
صفحهٔ ۱ از ۲