خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پی قتلم دل کینپرورش بینچکان خون دلم از خنجرش بین
۲
زدی آتش به رفتی و اکنونبه بالینم بیا خاکسترش بین
۳
فزون گردد ز خوبان تا جمالشز خط بر گل عیان مشک ترش بین
۴
هزاران همچو من از دست جورشنشسته دادخواهان بر درش بین
صفحهٔ ۱ از ۲