خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ملک دلها چون از آن توست غمخواری بکنپادشاها کشور خود را پرستاری بکن
۲
هر کجا جای تو باشد روی عالم سوی اوستکعبه دل را ز لطف خویش معماری بکن
۳
دست و بازویت بنازم داغها دارم به دلتا توانی بر دل زارم دلآزاری بکن
۴
دل بهای بوسه جان را ببر تا جان دهداین مسلمان را از آن کافر خریداری بکن
صفحهٔ ۱ از ۳