خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل اسیر کمند پرفن توسر من پایمال توسن تو
۲
حسرت خنجری دگر دارمدست من روز حشر و دامن تو
۳
نیست ای مرغ پر شکسته دلجز سر کوی او نشیمن تو
۴
کرده ایمان عالمی غارتداد از چشم مست پرفن تو
صفحهٔ ۱ از ۲