خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به خنجر میزند هیچش مگودرد میخواهد دلم درمان مجو
۲
بعد مردن بر در پیر مغاندر خراباتم به می ده شستوشو
۳
مال و جان در راه او ایثار کنلن تنالوا البر حتی تنفقو
۴
همچو نقش دو عیون احول استدر نظر هر چیز کآید غیر او
صفحهٔ ۱ از ۲