خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان را ببین به کوی تو راهبر شدهکوری دگر عصاکش کوری دگر شده
۲
از بس که با رقیب تو را بینم ای صنمدر دیده هر مژه ز تو صد نیشتر شده
۳
هر کس که صبح کرد شبی در فراق توپیشش حدیث روز جزا مختصر شده
۴
دارالشفای عشق تو دادم به دل سراغگفتم که به شود ز تو دردم بتر شده
صفحهٔ ۱ از ۲