شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۴۵ - در ستایش عز الدوله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست درافشان چو زی تیغ درفشان آوردنسر گردون را به خوان تیغ مهمان آورد
۲
گرز او در قلعهٔ البرز زلزال افکندچتر او در قبهٔ افلاک نقصان آورد
۳
گر نبات از دست راد او نما یابد همیز آب حیوان مایه در ترکیب حیوان آورد
۴
نیزهٔ چون مارش از بر چرخ ساید نیش اوماهی گردون به دندان مزد دندان آورد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth